تحلیلی در مورد شعارهای دکتر رضایی
بسم الله الرحمن الرحیم
آقای دکتر رضایی در دوره های مختلف حضورش در انتخابات ریاست جمهوری به عنوان یک نامزد با برنامه معروف گردیده است و با توجه به این که همواره رأی ناچیزی داشته است، برنامه هایش به دقت مورد واکاوی قرار نگرفته است، اما امسال نحوه و لحن صحبت های دکتر رضایی با سایر نامزدها و شیوه ی مطرح کردن خود به عنوان تنها فرد بابرنامه و فراجناحی مرا به آن داشت که مختصراً به برنامه های دکتر رضایی بپردازم.

متأسفانه آنچه که به عنوان برنامه های آقای دکتر رضایی مطرح می شوند در حد رؤوس برنامه و یا شعارهای تبلیغاتی هستند که عموماً بر افزایش یارانه های مختلف (مثل یارانه سبز و افزایش یارانه هدفمندی)، افزایش تسهیلات بانکی در زمینه های مختلف، هدیه ی ازدواج 23 میلیون تومانی، بخشش و استمهال بسیاری از تسهیلات گذشته بانکی و افزایش بودجه های مناطق مختلف و.... تأکید دارد ولی کلامی و برنامه ای از چگونگی تأمین این منابع ارائه نمی گردد. هم اینک کشور برای تأمین منابع همین یارانه ها و مخارج جاری کشور دچار مشکل است و برنامه ی دولتها در اولین گام باید مبتنی بر افزایش درآمدها و نحوه ی انجام تعهدات موجود باشد، نه این که بر همین تعهدات و هزینه های موجود نیز بدون تأمین منابع، افزوده گردد، مسئله ای که دکتر غرضی به خوبی و سادگی برآن تأکید می کند.
به راستی چه کسیست که نداند بخشی از مشکلات حال حاضر کشور حاصل همین حاتم بخشی هاست، پرداخت بیش از میزان مشخص شده در قانون هدفمندی یارانه ها، پرداخت تسهیلات بدون نظارت در کارگاه های زودبازده، استمهال تسهیلات مختلف و متفاوت برای چندسال و ....، خود بخشی از مشکلات کشور مانند افزایش نقدینگی، افزایش تورم و کاهش توان بانکها در پرداخت تسهیلات مجدد به تولید و ... را موجب شده است و دکتر رضایی نه تنها گویا بر تشدید همان رویه اصرار دارد بلکه منابعی نیز برای جبران و تأمینن آن ها تعیین نمی کند.
اصل مغفول در برنامه ها و شعارهای دکتر رضایی این است که هیچ هزینه ای نباید برای دولت ایجاد گردد، مگر این که اولاً با تأمین دقیق منابع صورت گیرد و ثانیاً با محاسبه ی عوارض احتمالی آن اجرایی گردد؛ غیبت این دو مورد از برنامه های هر نامزدی متأسفانه موجب می شود که نظر مخاطب به این سمت رود که این شعارها بیش از این که اجرایی، علمی و براساس مصلحت باشد در جهت پرکردن سبد آرا مطرح می شوند، به عنوان مثال افزایش میزان یارانه نقدی بدون تعیین میزان افزایش قیمت حاملهای انرژی تنها یک شعار ناقص و عوام فریبانه تلقی می گردد که در چندماهه اخیر از سوی دولت نیز بارها استفاده شد.
شاید حامیان آقای رضایی بر مواردی مانند صادرات غیرنفتی به عنوان منابع درآمدی جدید یادکنند، اما باید بدانند که حتی با فرض افزایش چنین درآمدی بازهم جبران کردن 50 درصد کاهش فروش نفت و گاز برای هزینه های موجود باید در اولویت باشد نه افزایش هزینه ها! و دیگر این که تنها درآمدهایی قابل برنامه ریزی بلندمدت هستند که قابل اتکا و مطمئن باشند وگرنه همین الان هم صادرات غیرنفتی و نفتی به دلیل تحریم های بانکی و مواد اولیه با مشکل مواجه است و امکان تشدید مشکلات با تحریم های جدیدتر وجود دارد و هر دولتی ابتدا باید برنامه خود را برای تثبیت و افزایش درآمدها با یافتن منابع مطمئن و غیرقابل تحریم ارائه نماید.
بازهم ممکن است برخی در پاسخ به انتقادات من بگویند که دکتر رضایی با تقدیم لایحه های خوب، مجلس را به تصویب برنامه های خوب و اجرایی واخواهد داشت و هزینه هایی که دکتر رضایی خود را به آنها متعهد می سازد را تأمین خواهد نمود که بازهم باید در پاسخ بگوییم که دکتر رضایی نمی تواند یک قوه ی مستقل دیگر را مجبور به چنین تصمیماتی نماید و باید این احتمال را بدهد که مجلس ممکن است با برنامه های او به مصالحی موافقت نکند و آنگاه است که یا در قبال مردم بدقول خواهد شد و یا مثل برخی دعواهای اخیر مجلس و دولت، با مجلس جنگ خواهد کرد.
بحث دیگر این که شاید حامیان برنامه های دکتر رضایی بگویند که ایشان با تنش زدایی سیاسی در عرصه بین المللی، اقتصاد کشور را به زودی از تحریم درآورده و حل مشکلات اقتصادی و پرداخت هزینه های جدید را میسر خواهد نمود که در پاسخ خواهم گفت که اولاً براساس ابتدایی ترین تعاریف عقلی، نباید برای درآمد کسب نشده، کیسه دوخت و ثانیاً این که باید دانست که مشکلات کشور تا کم نشود، میز مذاکره محلی برای امتیاز دادن از ترس نقاط ضعف خواهد بود و دولتها باید بتوانند اقتصاد و آرامش کشور را تثبیت نمایند و سپس به موفقیت در مذاکرات امیدوار باشند و ثالثاً مذاکرات به طرفین مذاکره بستگی دارد و صرف اراده ی یکی از طرفین موجب حل مشکل نخواهد شد و گروه 5+1 اثبات کرده است که فشارهایی که به ایران می آورد به دلیل مسائل هسته ای نیست بلکه بحث مسائل سیاسی و ضدیت با اصل جمهوری اسلامی ایران است همانطوری که این تحریمها قبل از بحث هسته ای و در کنار مسائل دیگری مانند جنگ و ترور و جاسوسی نیز وجود داشته است.



در
مناظرات مختلف منش دولت اصلاحات به عنوان دولتی که از آزادی و توسعه ی
سیاسی حمایت می کرد بارها از نمایندگان اصلاح طلب مورد حمایت نشان داده شد و
به منظور این که این مسئله از الزامات کشور نمایش داده شود، همواره اثبات
امنیتی بودن فضای سیاسی در دستور کار قرار گرفت. با تمام این ادعاها آنچه
که در سوابق دولت اصلاحات و اقرارات شان مشخص است تعداد زیاد تنش های سیاسی
و مسائل امنیتی کشور در آن دوره بود، مواردی که برخی از آنها در مناظره
سیاسی از سوی دکتر جلیلی مطرح گردید، مسائلی مانند تنشهای سیاسی در شهرها و
برخوردهای امنیتی با دانشجویان که با توجه به آنچه که تقدیم خواهد شد، بیش
از هرکسی مسئولیت این اقدامات به دولت اصلاحات بر می گشت.
دولت
اصلاحات برای تحقق برنامه ها و شعارهای خود نیاز به مطالبه ی عمومی داشت و
این نیاز را در بسیاری از موارد رأساً با استفاده از ابزارهای رسانه ای
مانند روزنامه های زنجیره ای و مطالب ساختار شکنانه تأمین می کرد و یا
فضایی را آماده می کرد تا این مطالبه ایجاد شود و این رویه ی دولت در
بسیاری از موارد شرایط غیرقابل کنترلی را ایجاد می نمود، از یک سو اگر چه
دولت تمایل به بروز مطالبات عمومی داشت، اما از این که این تحریکات و حمایت
ها به رفتارهای تند و ساختار شکنانه تبدیل شوند نیز پرهیز می کردند چرا که
بین اصلاحات و ساختارشکنی باید فاصله ایجاد می شد، دولت اصلاحات در پی
اعمال تغییرات با قدرت نرم و به قول خودشان چانه زنی از بالا و فشار از
پایین بود و نمی خواست کشور به نقاط غیرقابل کنترل برسد، چرا که رسیدن به
چنین نقاطی می توانست صلاحیت دولت را زیرسوال ببرد و از سویی از هر تنشی
استفاده می کرد تا آن را به سیاست های حکومت ربط دهد بدون این که خودش
محکوم به بی تدبیری شود.












